« روابط خارج از قانون در قوه قضائیه . خانه . »

شاید باورش برایتان سخت باشد، اما امروز برای اولین بار در عمرم تنیس بازی کردم.

با رفیق مان بودیم، ایشان هم دفعه اولش بود، اما قبلا با پلی استیشن تنیس بازی کرده بود و این مسئله، همراه با وزن کمتر یا به عباریتی سبکبالی بیشتر، باعث شد موفق شود مرا در سه ست پیاپی شکست دهد.

آقا من همیشه فکر می کردم این آدم هایی که تنیس بازی می کنند، ضربات محکمی به توپ می زنند، اما امروز دیدم که نه، اینطوری ها هم نیست، تازه آدم باید یک جورهایی حتی سرعت توپ را هم با راکت بگیرد.

خلاصه وقتی داشتیم از زمین بیرون می آمدیم جوانکی که امورات زمین ها را انجام می داد، با پوزخندی از کنارمان گذشت.

اما ما نامید نشدیم، به هر حال دفعه اول بود و همه می دانند که هیچ کس از شکم مادرش تنیسور بیرون نمی آید، بلکه این تمرین و ممارست است که در کنار آموزش خوب و پول فراوانی که به جیب صنف زمین تنیس داران می رود است که یک جواب لاقید را تبدیل به مایکل شوناخر می کند.

این وسط شاید جالب باشد که بدانید، یکی از آرزوهای من رسیدن به سمت «مربی تیم ملی» است. البته رشته اش زیاد فرقی نمی کند، ولی خب، فوتبال را ترجیح می دهم، البته آرزوی دیگرم هم، مثل بیشتر آقایان، همچنان خلبانی و بعد هم ملوانی است.

خدا را چه دیدید، با توجه به دامنه تغییرات زندگی ام در چهار سال گذشته، بعید نیست چند سال دیگر روی نیمکت مربی گری، یا در کابین خلبان یا مشغول تماشای این، اردک های قطبی که اسمشان را یادم رفته اما خیلی موجودات باحالی راستی، همه این حرف ها به کنار من یک آرزوی اساسی دارم که با هیچ کدام از این آرزو های درپیت قابل مقایسه نیست، آرزو این است: «ای کاش ریش انبوهی داشتم» در حقیقت این آرزوی اصلی من در زندگی است.

آقا جانم ماشالله اگر تیغ نیندازد هم ریش انبوهی دارند و هم سبیل مرتبی، اما فقط کچلی، نزدیک بینی و البته کمی هم فربهی شکم از آقا جانم به ما ارث رسیده که البته شاکریم و مخلصیم و خدا می داند که بد جور خاطرش را می خواهیم.
June 30, 2008 11:20 PM

نظرها

هرچند از شكم مادرت تنیسور بیرون نیومدی اما معلومه كه جوونمرد بیرون اومدی. بازی جوانمردانه‌ای ارائه كردی. من داشتم نگاتون می‌كردم بیرون زمین. دمت گرم. در ضمن وب نازی هم داری.

حالا حالا ها از این پوز خند ها اینور آب زیاد خواهید دید . شما هم کم کم عادت می کنید. راستی " راجر فدرر " این روزها بد جوری دنبال مربی می گردد ،شانس خود را امتحان کنید. غصه ریش انبوه را هم نخورید .حداقل اینجوری از خیلی از هزینه ها جلو هستید.

شما که ارزوی "ریش انبوه" دارید حداقل در ارزوی شغلیتون هم تجدید نظر کنید ارزوهاتون با هم هماهنگ بشه مثلا ارزوی مربی نه ببخشید رهبر جهان اسلام شدن !

قربونت برم کوسه ی خودم :* با همه اینا که به ارث بردی می تونی دلبری کنی بابا جون ...